تبليغاتX
بیقرار - مختصری از حواشی ثبت نام دکتر احمدی نژاد
سرورم غیبت تو خواب از دیدگانم ربوده ، خاطرم را پریشان ساخته وآرامش دلم را سلب نموده است ( امام صادق)

برداشت اول : عصر روز جمعه ...

در حالیکه روزهای انتهایی مهلت ثبت نام به دلیل اثرگذاری بیشتر ، زمان مناسب تری برای ثبت نام می باشد ، دکتر احمدی نژاد امروز را برای ثبت نام خود انتخاب نمود .

" انتخاب تعمدی عصر روز جمعه " علی رغم پذیرش پیش فرض " انعکاس کمتر رسانه ای " این واقعه ، نمادی از جهت و مبنای حرکت است  .

   علاوه بر این ، انتخاب روز جمعه دلیلی دیگر نیز دارد . بخوبی بخاطر دارم که آقای ثمره می گفتند چند وقت پیش یکبار که برای بیان مطلبی راجع به انتخابات خدمت آقای احمدی نژاد رسیدم ، هنوز در ابتدای مطلب بودم که ایشان به بنده گفتند : ساعت کاری زمان طرح این مطالب نیست ، این صحبت ها زمانش برای استراحت روز جمعه است  ....

امروز نیز وقتی علت انتخاب این زمان را از دوستان پرسیدم علاوه بر دلیل پیش گفته ، گفتند که دکتر نمی خواست در ساعت اداری ، وقت خود را صرف امور انتخاباتی ....

 

 برداشت دوم : با خبرنگاران ...

- وقتی درب ها بر روی عکاسان و فیلمبرداران باز شد ، نزدیک بود زیر دست و پای آنان بمانم . حدود ۷۰ نفر فریاد زنان و دوان دوان هر یک بهترین جا را تسخیر می نمودند .

- از صبح منتظر دکتر بودند و حسابی خسته .

- همه همدیگر را می شناختند و بصورت مداوم با هم شوخی می کردند و تا یک مقدار فضا آرام می شد ، یکی داد می زد " آمدند " و دوباره همه سرها را بالا می کردند و سر و صدا می شد .

- جای محدود باعث شده بود عکاس ها همه به روی صندلی ها بروند . بحث بود چگونه معضل جا و زاویه دید خوب را حل کنند . یک نفر گفت ردیف اول دراز بکشند ، دوم بنشینند و ..

- حضور دکتر مدت زیادی طول کشید . یک نفر بلند گفت احمدی احمدی تیمت را بردار و بیار ..

-  هر یک از خبرنگار ها داد می زدند و از دکتر می خواستند شناسنامه اش را به طرف زوایایی که خودشان هستند نگه دارد . و تا دکتر شناسنامه را می خواست پایین بیاورد همه داد می زدند . دکتر که دستش مدت زیادی بالا بود با خنده گفت یک پایه بزنیم زیر شناسنامه تا ..

- وقتی دکتر حرکت کرد تا مرحله دیگری از ثبت نام را انجام دهد ،خبرنگاران هجوم آوردند و زنجیرهایی که محدوده حضورشان را  مشخص می کرد را پاره کردند . جوان خبرنگاری به شوخی به رفیقش گفت که دیدی گفتم خبرنگارها وقتی دکتر را ببینند زنجیر پاره می کنند .

- عکاسان و فیلمبرداران مدام برای شکار صحنه روی سر و کول همدیگر می رفتند و جمعیت خیلی فشرده شده بود . یک نفر با اقتباس از جواد رضویان  داد می زد " مادر جان ، مادر جان " 

- دکتر خندان و شاداب با همه شوخی می کرد و سرحال بود .   

 

برداشت سوم : توصیه به ستادهای مردمی

- آقای احمدی نژاد وقتی پشت تریبون رفت به نقطه ای خیره شد و مدت زمانی سکوت کرد و لبانش آرام تکان می خورد . ..

- آقای احمدی نژاد گفتند بنده ستاد رسمی به معنای آنکه خودم سازماندهی کنم و وقت بگذارم و مدیریت کنم ، ندارم . وظیفه من اعلام آمادگی برای حضور است .

- عزیزانی بصورت داوطلب و مردمی در حال سازماندهی فعالیت ها هستند .

-  باید در انتخابات راه باز شود و همه ظرفیت هایی که فکر می کنند توان دارند و برای کشور  فکر و نقشه  دارند ، بتوانند به میدان بیایند .

- وقتی آقا گفتند من تنها یک رای دارم ، فضایی دلنشین برای حضور همه افراد همه توانها و فکرها باز شد .

- حامیان نبایند غلو کنند و بایست نقاط ضعف را بپذیرند . انتخابات محل مشخص شدن نقاط ضعف و قوت است برای آینده بهتر کشور ...

-   هيچ كس حق گرفتن وجه و يا پولي را بنام بنده از مردم ندارد.  

- بهترین تبلیغ گفتگو است . نیازی به هزینه نیست . هزینه ها را به محرومین بدهید .

- تلاش در ستادهای انتخاباتی هیچ حقی برای عزل و نصب و یا موارد دیگر برای بعد از انتخابات ایجاد نخواهد کرد .

 

برداشت آخر : تا لحظه آخر ....

چند وقت پیش ، پرسیدم آیا در زمان انتخابات می خواهید به سفرهای انتخاباتی بروید ؟

گفت چه نیازی هست ؟

گفتم پس چه می خواهید بکنید ؟

گفت تا لحظه آخر برای مردم کار می کنیم .....   

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم اردیبهشت 1388ساعت 22:31  توسط جعفر فرجی  |